........
در واقع شعار "حكومت چند صدايي" و "جامعه چند صدايي" صرفاً يك فريب و سر و صداي بيبنياد و تو خالي است؛ زيرا حكومت الزاماً برپايهي يك انديشه و مفهوم مركزي و در ساحت يك تفكر يا تمدّن و به عنوان تبلور يك انديشه يا ايدئولوژي يا ارادهي طبقاتي و ملّي و يا آرمان ديني تحقق مييابد و هيچ نظام سياسي يا الگوي حكومتي بر پايهي پلوراليسم و كثرتبيني امكان تحقق ندارد. اگر قرار باشد اصالت با كثرت باشد و همهي حقايق و عقايد و معارف متناقض، همزمان صحيح باشند اين سخن به معناي انكار وجود هر نوع معرفت يا حقيقتي است.پلوراليسم ذاتاً با نسبيانگاري و شكاكيّت تلازم دارد.
ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 23:32  توسط |
........
چنانچه گفتيم: بخش عمدهاي از اين اتفاق، در روند تدريجي بسط سيطرهي غرب مدرن در چند صد سال اخير رخ داده است و اجلاسهاي مستمر اقتصاد جهاني حركتي خود آگاهانه، بابرنامه و سازمان يافته، جهت نهايي كردن روند سلطهي جهاني اقتصاد سرمايهداري و سامان دادن تشكيلاتي و كنترل شده به آن و مقابله با مشكلات و مقاومتهاي مردمي است كه در گوشه و كنار جهان عليه اين ساختار سلطه صورت ميگيرد.......
ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 23:31  توسط |
پراگماتيسم از كلمهي يوناني "pragma" به معني "عمل" مشتق شده است. پراگاتيسم، رويكردي است نظري كه در پي بحران معرفتشناسي اومانيستي در قلمرو مقولهي "حقيقت"و تعيين حدود مفاهيم "صدق" و "كذب"
قضايا، در اواخر قرن نوزدهم، در ايالات متحدهي آمريكا پديد آمد. پراگماتيسم نشانهي انشقاق تام و تمام "نظر" از "عمل" در قلمرو تفكر مدرن است. مبدع اين رويكرد(پراگماتيسم) "چارلز.اس.پيرس"- Charles.s.Peirce –(1914 ميلادي) ميباشد كه فارغ التحصيل دانشگاه هاروارد و اهل آمريكا بود.
ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 23:28  توسط |